تبليغاتX
بنام تک مکانيک قلب هاي تصادفي
 
کاربر مهمان، خوش آمديد!    امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " بنام تک مکانيک قلب هاي تصادفي " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. 
آرشیو تماس با ما


عاشقانه


عاشقانه

godboy_202000 شنبه بیست و ششم آذر 1384  نظر بدهید!

DJ Ali


DJ Ali

godboy_202000 شنبه بیست و ششم آذر 1384  نظر بدهید!

شادمهر


شادمهر

godboy_202000 شنبه بیست و ششم آذر 1384  نظر بدهید!

فریدون فروغی


فریدون فروغی

godboy_202000 شنبه بیست و ششم آذر 1384  نظر بدهید!

ابی
ابی

godboy_202000 شنبه بیست و ششم آذر 1384  نظر بدهید!

Click to view full size image

godboy_202000 شنبه بیست و ششم آذر 1384  نظر بدهید!

Click to view full size image

godboy_202000 شنبه بیست و ششم آذر 1384  نظر بدهید!

Click to view full size image

godboy_202000 شنبه بیست و ششم آذر 1384  نظر بدهید!


godboy_202000 شنبه بیست و ششم آذر 1384  نظر بدهید!

Click to view full size image

godboy_202000 شنبه بیست و ششم آذر 1384  نظر بدهید!

godboy_202000 شنبه بیست و ششم آذر 1384  نظر بدهید!

 

 خبرگزاری فارس، بلاخره بعد از 8 سال دوران ریاست جمهوری اولین عکس خاتمی بهمراه دختر و پسرش بصورت عمومی منتشر شد

godboy_202000 شنبه بیست و ششم آذر 1384  نظر بدهید!

روش جدید فلیلترینگ مخابرات به روی عکس های موجود در اینترنت
آخره تکنولوژی

 

godboy_202000 شنبه بیست و ششم آذر 1384  نظر بدهید!

godboy_202000 شنبه بیست و ششم آذر 1384  نظر بدهید!

godboy_202000 شنبه بیست و ششم آذر 1384  نظر بدهید!

godboy_202000 شنبه بیست و ششم آذر 1384  نظر بدهید!

 

godboy_202000 چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384  نظر بدهید!

امروز می خوام از زندگی کارينا کاپور براتون بنويسم:

 

تيپ مورد علاقه:يه شلوار جين و يه تيشرت چيزيه كه اكثرادر بيرون از منزل  تن كارينا مي بيند وقتي هم تو خونه ست ترجيح مي ده از اون لباس هاي سنتي و راحت هندي بپوشه.اون فقط وقتي به يه مهموني و يا جاي رسمي مي ره به خودش ذلم زيمبو اويزان مي كنه و كلا از ارايش و تزيينات زياد متنفره(عين من).

شما تو كيفش:يه روژ لب يه مداد چشم كليد هاي خونه چند تا كرديت كارت و دو تا گوشي موبايل پيدا مي كنين(چه خوش اشتها).

اولين بار تو كلاس چهارم بود كه احساس كرد كسي رو دوست داره به گفته ي خودش اون پسري بود كه بغل دست  كارينا مي نشست و كارينا بيشتر از همه با اون صحبت مي كرد و صميمي بود و براي اولين بار احساس كرد بهش علاقه داره ولي اين احساس4-5 ماه بيشتر طول نكشيد و زود تموم شد.

اولين رابطه جدي با يه پسر:من براي اولين بار تو 17 سالگي دوست پسر پيدا كردم ولي اين ماله خيلي قديمه و من به سختي مي تونم به خاطرش بيارم.

كارينا مي گه :فكر مي كنم براي اولين بار وقتي براي درس خوندن به بوستون رفتم فهميدم كه دلم نمي خواد اين كار رو بكنم و اون موقع بود كه كم كم متوجه شدم دلم مي خواد هنرپيشه بشم.

اولين مسافرت:من حدود 8 سال داشتم كه براي اولين بار با خانوادم به مسافرت رفتيم و هونگ كونگ رو گشتيم اين اولين سفر من بود و من خيلي هيجان زده شده بودم.

چيز هاي مورد علاقه:وقت گذروني...من عاشق خوابيدنم و اگه كار نداشته باشم و امكانش باشه يه چرت نيم ساعته مي زنم من همچنين عاشق تماشاي فيلم هستم و سريال مورد علاقه من فرندز است من دي وي دي هاي اين سريالو دارم و همشو تماشا كردم.

محل مورد علاقه براي گذراندن تعطيلات:سويس چون جاي زيبايي هست

تكيه كلام:اوه خداي من...

رومانتيک ترين  موقعيت: بودن تو يه جاي خلوت  اروم و بي سر و صدا و گوش دادن به موسيقي

در مورد شاهيد:

كارهايي كه كرينا براي خودش انجام مي ده:

تختخوابتو مرتب مي كني؟ نه

قفسه هاتو تميز مي كني؟ مجبورم چون مامانم روزي صد بار مي گه كه قفسه ها رو تميز كن منم براي جلب رضايتش اين كارو مي كنم

گردگيري؟ من متنفرم از اينكه دور و برم پر از گرد و خاك باشه پس هميشه اين كارو انجام ميدم.

ايا صبحانه مي خوري؟ نه چون من هميشه دير مي كنم و مجبورم كه عجله كنم پس وقت صبحونه خوردن ندارم

ناخن هات رو خودت درست مي كني؟ نه من يك مانيكوريست مخصوص دارم

ايا لباساتو خودت اطو مي كني تو موارد اضطراري بله وگرنه خدمتكارها اين كارو انجام مي دن.

و حالا چند تا عکس از کارينا کاپور:

kareenanew4bi1sk.jpg 

 

2sitebuilderpictures/530568524ot.jpg

 

 

خوب حالا می خوام ماجرای فیلم فیدا روبراتون بنویسم:

u

 

فیلم با یه سرقت آغاز میشه .یه شخص نا شناس از طریق هک به حساب بانکی فردی تبهکار

دست پیدا می کنه و مبلغ عظیمی از حساب او به حساب خودش واریز می کنه .

بنابراین پلیس به دنبال این هکر وهم چنین فرد تبهکار می گردد.

جی(شاهد کاپور)در رویاهایش به دنبال دختر رویا هاشه که توی یه روز خوب اونو می بینه

اون دختر اسمش نیهاست(کارینا کاپور).جی به نیها میگه که دوسش داره نیها هم عشق اونو

می پذیره .

/kareena62.jpg

نیها بعد از یه مدت متوجه رفتارغیر عادی در جی میشه واز بعضی از کاراش تعجب می کنه

ولی میدونه جی اونو عاشقانه دوست داره .اونا به روابط خوبشون ادامه میدن و همه چی خوبه

movie_name/7079/1/1.jpg6

تا اینکه نیها دست به خود کشی می زنه .علت خود کشی اون این بوده که پدر نیها که فردی

تبهکار بوده قبل از مرگش مقدار زیادی پول از کسی قرض گرفته و بعد از مرگش اون شخص

میاد و پولشو می خواد و نیها باید اون پولو بهش بده طلبکار پدرش هم نیهارو تهدید می کنه

که 3 روز فرصت داره تا این پولو بده .

وقتی جی این ماجرارو می فهمه خیلی ناراحت میشه ومی خواد از بانک سرقت کنه که نیها

با این کار اون مخالفت می کنه و میگه این فکرو از سرش بیرون کنه اما جی تصمیم به این کار داره و برای دیدن موقعیت بانکی به اونجا می ره و می بینه که یه شخصی مبلغ زیادی از

حسلبش بر می داره !اون فرد ویکرامه(فردین خان) جی با ویکرام تا خونه ی ویکرام میره

(خونه ی بیستی بود)و سعی می کنه کیف ویکرام و بدزدد  اما ویکرام متوجه این موضوع میشه

و جی رو می گیره .جی علت دزدیشو به ویکرام میگه و ویکرامم بهش یه پیشنهاد میده

اون میگه که جی خودشو به عنوان هکر به پلیس معرفی کنه و در عوض ویکرام هم

به اون پولی رو که می خواد می ده تا کارش راه بیفته و جی هم قبول می کنه و میره

پیش پلیس و خودشو هکر معرفی می کنه وپلیس هم اونو دستگیر می کنه اما اون

شخص تبهکار که پولهاش دزدیده شده به جی حمله می کنه و می خواد اونو بکشه

ودرگیری مسلحانه ای در جلوی دادگاه به وجود می آید وجی هم فرار می کنه و خودشو

به خونه ی نیها میرسونه که در اونجا با صحنه ای روبه رو می شه که احساس میکنه

به او خیانت شده و می خواد انتقام بگیره اون نیها رو به همراه  ویکرام  میبیند و بعد

previews/fida01.jpg 5

وارد اتاق میشه وبه نیها میگه که تو لیاقت عشق منو نداستی و از این حرفا بعد

اونو میکشه بعد ویکرام هم جی رو میکشه

jpg.w180h271.jpg 

 

 

خوب آخر همه داستا نا که نباید خوب تموم بشه ولی من داستانایی رو دوست دارم که

آخرش خوب تموم بشه ولی تواین فیلم شوهایی که کارینا و شاهد با هم بودن قشنگ بود

ولی از شوهای فردین و کارینا خوشم نیومد اون تیکه ای هم که باد کاغذارو برد و شاهد

از پشت بوم پرید پایین و کاغذاروبگیره و کارینا دوئید ببینه چی شد دید که کاغذا تو

دست شاهد و دستشو گرفته به دیوار و پرت نشوده پایین وخندید خیلی باحال بود

راستی فیدا به معنی فدا و قربانی است.

خب ببخشید که خیلی حرف زدم دستمم شکست خب اشکال دیر آپ کردن اینه دیگه

امیدوارم خوشتون اومده باشه راستش نگارشم زیاد خوب نیست

 

kareena-kapoor81

ajnabee.jpg

 

این فیلم از این جا شروع میشه که پریا(کارینا)مشغول عبادت که راج (بابی دئول)

میاد وپشت سرش می ایسته وعبادت می کنه که پریا در هنگام رفتن می خوره بهش

ولی اتفاقی نمی افته

در چند مراسم دعای دیگه پریا راج رو میبینه وتعجب میکنه یه کمی هم ازش می ترسه

ویک بار که تو کلیسا بود دوباره دیدش وبهد از تموم شدن دعا چترشو برداشت و فرار

کرد راج هم که دید اون داره فرار می کنه دنبالش دوید حالا پریا بدو راج بدو پریا

خودشو به خونشون رسوند وگفت یه پسره دنبالمه بابای کارینا هم تا راج در زد تفنگ

رو گرفت جولوش راج هم گفت این خانم چتر منو اشتباه برداشته بعد پدر پریا راج و

توی خونه دعوت کرد وبعد هم پریا و راج باهم چند بار بیرون رفتن و ازدواج کردن

/Bobbykareena.jpg

بعد برای ماه عسل رفتن به سوئیس( فکر می کنم)و در اونجا با سونیا(بیپاشو باسو)

وشوهرش ویکی(آکشی کمار)آشنا شدن وبا هم دوست شدن و این و رو اونور رفتن

/a/ajnabee5.jpg

یک بار وقتی ویکی به راج گفت بیا همسرامونو برای یک شب عوض کنیم راج

عصبانی شد و با هم دعوا کردن و قهر کردن که این قهر با نجات جون ویکی توسط

راج تمام شد وهمئن شب این چهار نفر رفتن به یه کافه وکلی حال کردن وقتی برگشتن

_46_ajnabee.jpg3

سونیا وپریا رفتن خونه و ویکی راج رو نگه داشت و کلی مشروب به خوردش داد راج

هم که مست شده بود اشتباهی رفت خونه ویکی اینا وصبح که پاشد رفت پیش پریا و

گفت چه اتفاقی افتاده و پریا همه چیز رو توضیح داد و راج هم ناراحت رفت بیرون

و وقتی برگشت دید جلو خونه ویکی اینا آمبولانس و ماشین پلیس رفت تو پریا بهش

گفت که سونیا رو کشتن راج رفت که روی جنازرو بزنه کنار که ئیکی داد زد که بهش

دست نزن تو اونو کشتی وقتی که مست بودی و پلیس هم بنا بر شواهد موجود راج رو

دستگیر کرد راج هم بعد از دستگیری در دادگاه از شیشه دادگاه فرار کرد و به پیش

پریا رفت و گفت که من این کارو نکردم ولی پریا قبول نکرد و رفت راج هم که ناامید

شده بود رفت سمت یک ماشین پلیس که خودشو معرفی کنه که ناگهان پریا جولوش سبز

شد و پرید بغلش وگفت که کمکش می کنه اونا با کمک مدارکی که به دست آوردن

ajnabee3.jpg

وبا کمک یک پلیس رفتن تا بی گناهی راج را ثابت کنن ودر کشتی که ویکی و سونیا

در حال رقصیدن بودن دیدن که سونیا زنده است راج رفت سمت سونیا که ناگهان ویکی

oct/27ajnabe.jpg

اومد و گفت صبر کن وهمه چیز رو براش گفت .گفت که:اینا فقیر بودن و برای در آوردن

پول سونیا در دیسکو می رقصیده ویکی هم که از این ماجرا ناراحت با دختر خیلی

پولداری ازدواج می کنه که هیچ کسو نداره و بعد از مرگش همه ی پولش به ویکی میرسید

واونا تصمیم می گیرن که با شیشه ای که اثر انگشت راج روشه سونیا همون دخترو بکشن

تا پولشو به ارث ببرن واسم واقهی سونیا لیداست و اسم اون دختر سونیا بوده دراین لحظه

راج میکروفونی رو از لباسش در میاره و میگه که پلیس همه حرفای شما رو شنیده وبا

ویکی گلاویز میشه که باعث میشه لیدا پرت بشه روی ارشه کشتی و بمیره ویکی هم که

عصبانی میشه اون پلیسو میکشه وبه راج تیر اندازی میکنه و وقتی پریا میاد وجنازه اون 

پلیسو می بینه راج رو صدا می کنه که ویکی میاد ومی خواد پریارو بکشه پریا هم فرار

name/129/0/f/20.jpg

می کنه ودرآخرین لحظه که ویکی می خواد پریا رو بکشه راج میزسه وپریارو نجات

میده وبا ویکی درگیر می شه که در هین دعوای اونا لنگر کشتی آزاد میشه و میره تو سینه

ویکی و ویکی می میره بعد پریا میاد ومیپره بغل راج بعد برمی گردن هند پیش پدر پریا.

 

این فیلم خیلی طولانی بود ولی شعراش قشنگ بود ولی بعضی صحنه هاش مث مرگ ویکی

خیلی بد بود اصلا آدم حالش بد می شد واییییییییییییییی

من درست نتونستم بگم آخه خیلی طولانی بود اگه ببینیدش بهتره

urmiracle/kabhi/kabhi39.jpg

kabhi/kabhi44.jpg

godboy_202000 پنجشنبه هفدهم آذر 1384  نظر بدهید!

جن خفن!
اينم چندتا عکس جن که پشماتون بريزه !!!! (که البته خودم دارم از ترس میلرزم!وشاشیدم به خودم!!! قدرت خدا چقدره...... بی انتهاست....)البته بعضی وقتها این عکسها به صورت xمیاد !

عکس ۱
عکس ۲

godboy_202000 پنجشنبه هفدهم آذر 1384  نظر بدهید!

گوگوش و ویگن

godboy_202000 پنجشنبه هفدهم آذر 1384  نظر بدهید!

godboy_202000 پنجشنبه هفدهم آذر 1384  نظر بدهید!

شجریان و علیزاده

godboy_202000 پنجشنبه هفدهم آذر 1384  نظر بدهید!

شبخیز دخترای کنارش بهش میاند؟

godboy_202000 پنجشنبه هفدهم آذر 1384  نظر بدهید!

godboy_202000 پنجشنبه هفدهم آذر 1384  نظر بدهید!

godboy_202000 پنجشنبه هفدهم آذر 1384  نظر بدهید!

godboy_202000 پنجشنبه هفدهم آذر 1384  نظر بدهید!

خاتمی در اسپانیا در کنار؟؟؟

godboy_202000 پنجشنبه هفدهم آذر 1384  نظر بدهید!

کمنده امیر سلیمانی و پرستو گلستانی

godboy_202000 پنجشنبه هفدهم آذر 1384  نظر بدهید!

godboy_202000 پنجشنبه هفدهم آذر 1384  نظر بدهید!

گوگوش و  پسرش

godboy_202000 پنجشنبه هفدهم آذر 1384  نظر بدهید!

 

 

godboy_202000 پنجشنبه هفدهم آذر 1384  نظر بدهید!

 

هیلاری داف و شکیرا و جوئل مادن و برادر جوئل

godboy_202000 پنجشنبه هفدهم آذر 1384  نظر بدهید!

جمهوری: ورود سگ به حرم امام رضا، توطئه بود



روزنامه «جمهوری اسلامی» با توطئه خواندن ورود یك سگ به حرم امام رضا(ع)، از دستگیری عوامل باند مجری این توطئه، خبر داد.

این روزنامه نوشت: توطئه وارد ساختن یك سگ به حرم مقدس حضرت امام رضا(ع) و مطرح كردن خبر آن در پایگاه‌های اطلاع‌رسانی كه طی دو هفته اخیر شایعات زیادی را بر سر زبان‌ها به جریان انداخت، با كشف یك باند سودجو و دستگیری عوامل این باند، خنثی شد.

اعضای این باند، یك شیاد و دو نفر از خادمان حرم بودند كه با همدستی همدیگر توانستند یك سگ را از قسمت مربوط به بانوان وارد حرم نمایند و تا نزدیكی ضریح مطهر ببرند و با فیلمبرداری و انتشار خبر آن و تهیه «CD» اقدام به سودجویی نمایند.

متاسفانه بعضی مطبوعات در تهران و قم نیز خبر این ماجرای ساختگی را با آب و تاب و عكس سگ و با لحنی تأیید‌آمیز به چاپ رساندند و به این نكته بسیار روشن توجه نكردند كه سگ یك حیوان نجس‌العین است و حرم امام معصوم یك مكان مقدس می‌باشد كه احكام شرعی خاصی دارد.

godboy_202000 چهارشنبه شانزدهم آذر 1384  نظر بدهید!

godboy_202000 چهارشنبه شانزدهم آذر 1384  نظر بدهید!

تعامل تا چه حد؟

IMG_6829.jpg

در راستای تعامل بیش از حد بین عکاسان و پلیس که یک نمونه ازآن را چند روز پیش در ورزشگاه آزادی دیدیم امروز هم حسین فاطمی عکاس خبر گزاری فارس توسط این شخص کتک زده شد! حالا گناه حسین به زعم این آقا این بود که از اسلحه او عکس گرفته بود! دوربینش را هم گرفتند و تا آخر برنامه بهش ندادند.بعد هم همین آقا جلوی من منکر این قضیه شد. به نظرم رسید پلیس در برنامه هایی که به نوعی از دست مردم عصبانی است دق دلیش را سر عکاسان خالی میکند؟ راستی این تعامل میان عکاسان و پلیس که بعضی از انجمنها داعیه دار آن هستند این است؟ راستی اعضای این انجمنها در این مواقع کجا هستند؟

نوشته و عکس از محمد شیری

godboy_202000 چهارشنبه شانزدهم آذر 1384  نظر بدهید!

godboy_202000 چهارشنبه شانزدهم آذر 1384  نظر بدهید!

جنین در جوی خیابان ولیعصر

دوشنبه، 14 دیماه 1383

گزارش تصويری -


godboy_202000 شنبه دوازدهم آذر 1384  نظر بدهید!


godboy_202000 شنبه دوازدهم آذر 1384  نظر بدهید!

کلنیوم سی

godboy_202000 شنبه دوازدهم آذر 1384  نظر بدهید!

     
 
مهران مديری خشايار مستوفی
مهران غفوريان محمد رضا گلزار
خسرو شکيبايي ليلا حاتمی

بهاره رهنما

نيکی کريمی
     

godboy_202000 پنجشنبه دهم آذر 1384  نظر بدهید!

شماره صفحه : 1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7

 

godboy_202000 پنجشنبه دهم آذر 1384  نظر بدهید!

godboy_202000 پنجشنبه دهم آذر 1384  نظر بدهید!

godboy_202000 پنجشنبه دهم آذر 1384  نظر بدهید!

صادق هدایت

شادمهر عقیلی علی قربان زاده ترانه علی دوست

انتظامی

مهران غفوریان محمدرضا گلزار لیلا حاتمی

هديه تهرانی

نیکی کریمی حمید لولایی مهران مدیری
پرویز پرستو رهنما جواد رضویان رضا کیانیان

godboy_202000 پنجشنبه دهم آذر 1384  نظر بدهید!

گریه کن  گریه قشنگه......گریه  سهم دل تنگه....

godboy_202000 پنجشنبه دهم آذر 1384  نظر بدهید!

godboy_202000 پنجشنبه دهم آذر 1384  نظر بدهید!

 



godboy_202000 سه شنبه هشتم آذر 1384  نظر بدهید!


26 تير- بی بی سی، مريم حيدر زاده، شاعر جوان ايرانی به پرسشهای شما پاسخ داد. متن گفتگوی بهزاد بلور را با او می خوانيد:

شاهرخ پرسيده که مريم جان چند سالته؟

من متولد ۲۹ آبان ۱۳۵۶ هستم.

ساحل گفته که يک داستانی راجع به تو شنيده که خيلی هم جالب و هيجان انگيزه. داستان اينه که تو عاشق يک پسری بودی و با همديگه به مسافرت ميرين، اما بين راه تصادف می کنين و تو نابينا ميشی. اون پسر هم تو رو ول می کنه و به خارج از کشور ميره و ازدواج می کنه. آيا اين داستان واقعيت داره؟
نه اين داستان واقعيت نداره و اميدوارم که برای هيچ کس ديگری هم واقعيت نداشته باشه.

مجتبی از اراک می پرسه شما اهل کجا هستين؟ چند ساله شعر ميگين؟ بهترين شعرت به نظر خودت کدومه؟

من متولد و ساکن تهران هستم. من از هشت سالگی شعر را شروع کردم. راستش من بين چند تا شعر موندم، ولی فکر کنم بهترين، شعر "يک نامه بی جواب" از کتاب و آلبوم "مثل هيچکس" باشه که با اين جمله شروع ميشه، "سلام بهونه قشنگ من برای زندگی... ."

مريم جان، دو تا آلبوم در خارج از کشور در اومده که شعرهای توست. يکی آلبوم خانم مهستی که شادمهر عقيلی اون رو ساخته و ديگری آلبوم کامران و هومن ساخته آقای رامين زمانی هستش. در ضمن می دونم که يک کتاب هم در دست چاپ داری. بهت خيلی تبريک ميگم. مهدی از اصفهان پرسيده خودت به چه نوع موسيقی علاقه داری؟ سبک حال و روزت با کدوم موسيقی بيشتر می خونه؟

چرا تا حالا ازدواج نکردی؟
علتش به دليل نبودن کسيه که می خواستم. من علاوه بر شرايط خاص يک ملاک های عجيب و غريب هم دارم. به نظر من در اين مورد خاص بايد يا بهترين باشه يا اصلاً نباشه و اصلاً نمی تونم اعتدال به خرج بدم. به همين خاطر فعلاً در يک اعتصاب رمانتيک به سر می برم!

مريم

من آهنگهای آروم و کلاً آهنگهايی که به من آرامش می دهند رو دوست دارم. از سازهای گيتار، پيانو و فلوت خيلی خوشم مياد. هر صدايی که من رو از دنيای حال حاضرم فراتر ببره دوست دارم، حتی ممکنه يک آهنگ ايتاليايی يا اسپانيايی هم که من هيچی ازش نمی فهمم اين حس رو در من به وجود بياره. چون موسيقی فراتر از کلام عمل می کنه و ميتونه ما رو به يک دنيای ديگه ببره. هر چيزی که نأثير گذار و زيبا باشه و ريتم تند هم نداشته باشه، من دوست دارم.

يکی از بچه ها پرسيده آيا خودت سازی ميزنی و استادت چه کسی است؟

من به کيبورد مسلط هستم البته فقط برای دل خودم کيبورد می زنم و برای يادگيری يک جلسه پيش آقای لاچينی رفتم. کمی هم گيتار می زنم.

مهدی از اراک گفته خانم حيدرزاده شما خيلی کم پيدا هستين، کجاها هستين؟ خوش می گذره؟

مريم: راستش خوش که نمی گذره! من خيلی جای دوری نيستم. مدتی مشغول کتاب جديدم بودم و بعد سرگرم آلبوم جديد و همينطور مشغول نوشتن شعر برای دوستان خواننده بودم.

علی هراتی از ايران پرسيده که آيا ازدواج نکردی؟ و آيا با آقای گلزار خويشاوند هستی؟
مريم: نه، من هنوز ازدواج نکردم و با آقای گلزار هم خويشاوند نيستم.

خيلی سئوال اومده که چرا ازدواج نکردی و جريان احساساتت چيه اين روزها؟

علتش به دليل نبودن کسيه که می خواستم. من علاوه بر شرايط خاص يک ملاک های عجيب و غريب هم دارم. به نظر من در اين مورد خاص بايد يا بهترين باشه يا اصلاً نباشه و اصلاً نمی تونم اعتدال به خرج بدم. به همين خاطر فعلاً در يک اعتصاب رمانتيک به سر می برم!

آزاده از اصفهان چند تا سئوال حساس پرسيده، تا حالا چند بار عاشق شدی؟ اگر عاشق کسی بودی آيا طرف مقابلت اين رو می دونسته؟ و آيا حالا فکر می کنی که بهت خيانت شده؟

به معنای واقعی که می تونم ازش به عنوان يک عشق جاودانه در گذشته ياد کنم، فقط يک بار. بله اون هم می دونسته. بله، يک همچين حسی دارم!

اباذر از اردبيل پرسيده مريم جان قرمزته يا آبيته؟!

مسلماً قرمز، پرسپوليس، منچستر، ميلان و رئال مادريد هم چون تمام ستارگان اونجا هستند.

سميه ميگه، ميشه کمی از آرزوهات برام بگی البته نه در قالب شعر.

آرزوی کسانی که پاييز رو بيشتر از فصلهای ديگر دوست دارند رسيدنه و يا چشيدن طعمی بيشتر از رسيدنه.

کميل از پاريس گفته که از شنيدن صدات خيلی لذت می برم و پرسيده اگر روزی نخواهی شعر بگی چيکار می کنی؟

فکر می کنم که اون موقع نشه ديگه زندگی کرد، ولی شايد نقاشی کنم.

مرتضی از تهران گفته که تا به حال از کسی پرسيدی که دوستت داره و چه جوابی دريافت کردی؟

راستش تا به حال نپرسيدم ولی اونهايی که خودشون هم گفتن، راست نگفتن!

محمد مهدی پور از تهران پرسيده که مريم جان دنيا رو چطور می بينی؟ من از آدمهای بينا پرسيدم و چيزی دستگيرم نشد، نظر تو چيه؟ زندگی چه رنگيه؟

زندگی رسم خوشايندی نيست... زندگی اجبار است... لاجرم بايد زيست. زندگی يه قانونيه که متأسفانه در نهايت بی عدالتی تصويب شده و هيچ کشور و هيچ مرز و قانونی نمی تونه روی دست اون بلند بشه.

خالد از بندر عباس ميگه مريم جان يادت هست چه شعری رو برای آقای خامنه ای در حضورشون خوندی؟

يک شعری بود به نام "مرور" در کتاب "تقصير من نبود". اين شعر مضمون اجتماعی داره.

امين خالقی از اهواز سئوالات جالبی پرسيده، وقتی شنيدی که يکی از شعرهای شما رو خواننده ای لس آنجلسی در آهنگش خوانده نترسيدی؟ با آدمها زود قاطی ميشی؟ اگر مجبور باشی يک روز باقيمانده از عمرت رو موجودی به جز انسان باشی، ترجيح ميدی چه باشی؟ و اون روز چه می کردی؟ آيا تا به حال کسی رو به جز خانواده ات اونقدر دوست داشتی که اگر بخوان با تير بزننش، تو حاضر باشی خودت رو جلوی گلوله بندازی؟ دوست داری خواننده بشی؟ ترانه "من تو رو می خوام" رو برای چه کسی گفتی؟

نه، متولدين آبان شجاع هستن! نه خيلی سخت با آدمها قاطی ميشم ولی وقتی قاطی ميشم، برام جدايی خيلی سخته. در افسانه ها پرنده ای به نام مرغ آمين وجود داره که از هرجايی رد ميشه اگر آدم آرزويی بکنه، اون لحظه آرزوش برآورده ميشه. منم دلم می خواد اون روز مرغ آمين باشم و به اين ترتيب آرزوی چندين هزار نفر رو برآورده کنم. بله کسی رو انقدر دوست داشتم ولی کاشکی واقعاً ازم می خواست که جونم رو براش فدا کنم. من فکر نمی کنم که صدام برای خواننده شدن خيلی مناسب باشه ولی بايد اين رو به عهده آهنگسازها گذاشت که تشخيص بدن. فقط سکوت می کنم به جای جواب! بعضی چيزها اگر مرور نشن بهترن.

هويدا عزت از قاهره گفته، خانم مريم من عاشق ادبيات فارسی هستم و يکی از آثارتان را به نام "پروانه ات خواهم ماند" را دارم به زبان عربی ترجمه می کنم.

چه قدر جالب. ازشون تشکر می کنم که می خوان اين همه ذوق به خرج بدن و فراتر از اون خدمتی به ادبيات ايران می کنند که قابل تقدير هست و من بهشون درود می فرستم.

بهروز از سبزوار پرسيده که بهترين روز زندگيت چه روزی بوده؟

فکر کنم که هنوز اون روز نيومده باشه.

مريم جان تا به حال تمام جوابهايی که دادی فرازمينی بوده و حتی جانوری که می خواستی باشی مرغ آمين بوده که اصلاً وجود نداره! ولی بهروز ازت يک سئوال کاملاً زمينی پرسيده و ميگه که درباره اتاقت برای ما توضيح بده.

من اتاقم رو خيلی دوست دارم و با اينکه شبها نمی خوابم ولی سعی می کنم هميشه شب رو در اتاق خودم بگذرونم. اتاقم پر از عروسک است و همينطور يک سری ستاره که به سقف اتاقم چسبيده. من ستاره و ماه رو خيلی بيشتر از خورشيد دوست دارم چون حس می کنم که فضای شب و سکوت و فضای معنويش با روحياتم سازگارتره. وارد جزئيات اتاقم هم بخواهيم بشيم، عطر و بدليجات زيادی توی اتاقم هست!

اتاقت نظم داره يا نه؟

نه، خيلی منظم نيست چون نظم باعث ميشه که من نتونم کار انجام بدم.

نادر خيری از هرات ميگه اگر از طرف انجمن ادبی استان هرات از شما دعوت شود که به افغانستان بياييد آيا می پذيريد؟ آيا می دانيد که در افغانستان و به خصوص در شهر هرات طرفداران زيادی داريد؟

اگر شرايطشون با اون چيزهايی که مد نظر منه منطبق باشه، بله حتماً. من خيلی دوست دارم به همه جای جهان سفر کنم. نه نمی دونستم، من از همينجا به تمامی اين دوستان سلام و درود می فرستم.

مريم جان گفتی که شبها بيداری! می خواستم بدونم که اصولاً چقدر می خوابی شبها؟

من مثلاً امروز که داره تموم ميشه تازه ساعت نه و نيم صبح خوابيدم ولی اصولاً خيلی کم می خوابم.

ناريه از تهران گفته، مريم نظرت راجع به موسيقی راک فارسی که در چند سال اخير توسط هنرمندان داخل کشور و از نوع کاوه يغمايی و گروه ميرا ساخته شده، چيه؟ به نظر شما موسيقی پاپ در داخل کشور پيشرفت چشمگيری نسبت به نوع لس آنجلسی خود داشته يا خير؟ آيا سرودن اشعاری که به درد موسيقی راک بخورد رو آزمايش کردی؟

با احترام به تمام اين دوستان، من اين نوع موسيقی رو خيلی نمی پسندم. البته سليقه ايه ولی کم پيش مياد که دوست داشته باشم. نه اصلاً پيشرفتی نداشته. آزمايش نکردم. فکر کنم اين شعرها رو بايد روی ملودی نوشت. اگر يه ملودی رو دوست داشته باشم می تونم شعرش رو بنويسم و فکر نمی کنم که کار سختی باشه.

درسا از وين پرسيده آيا درسته که شما با آقای خشايار اعتمادی ازدواج کردی؟

نه، صحت نداره. من فعلاً راحت و در تنهايی کامل هستم.

تمام شايعات در مورد ازدواج کردنته. اصولاً نظرت راجع به ازدواج چيه؟

به نظرم ازدواج قطعا بايد عاشقانه باشه و به طور کلی بايد ثمره يک عشق تقريباً طولانی مدت باشه و نميشه فقط با چند ماه آشنايی و يک پيشنهاد ولی بدون شناخت ازدواج کرد. و همچنين من در ازدواج منطق رو اصلاً نمی پسندم.

حسين صادقی از بحرين سئوالی پرسيده که خيلی های ديگه هم دوست دارن جوابش رو بدونند، گفته که شعرهات رو خيلی دوست داره و خواسته بدونه کسی که تا به حال محيط اطرافش رو نديده چگونه به اين شکل احساساتش رو بيان می کنه؟

شايد بشه گفت تأثير رنگ آميزيه که توی ذهن من صورت گرفته قبل از آخرين عمل جراحی من که سه سال و نيمه بودم. روانشناسان هم ميگن که رنگها بر روی کودک تازه متولد شده اثر می گذراند و فکر می کنم علتش همين باشه.

علی پرسيده مريم جان به فکر اين هستی که در ايران شب شعر بذاری؟

فعلاً نه، البته يک سری کنسرت بوده که با دوستانی که قبلاً کار کردم اجرا کرديم. و به تازگی هم قراره يک کنسرتی با آقای کبيری محبت در شيراز اجرا کنيم که فقط صحبت نهاييش مونده.

يه سئوالی هم که خيلی ها پرسيدن اينه که آيا قصد نداری دفتر شعر متفاوتی بيرون بدی، مثلاً شعرهايی به سبک کلاسيک؟

من سبک کلاسيک رو در اولين دفتر شعرم آزمايش کردم ولی ترجيح ميدم که خودم سبک رو تعيين نکنم و اون چيزی که مثل چشمه می جوشه و من فقط مأمور نوشتنش هستم راه رو به من نشون بده که الان چی بنويسم. مثلا در دو دفتر نثری که دارم اقتضای روحياتم در اون زمان اين بود که اون نامه های عاشقانه رو به نثر بنويسم و از شعر استفاده نکنم.

اميرحسين يه سئوال خنده دار و جالب پرسيده که آيا قصد ازدواج با هيچ خواننده لس آنجلسی را داری يا نه؟

نه!

عليرضا از سمنان پرسيده، خانم حيدرزاده از آلبوم "از خدا خواسته" خانم مهستی چقدر راضی هستيد؟ از نظر آهنگسازی که روی اشعار شما شده به نظرتون خوب از آب در آمده؟

می خوام بگم نه. همه جای دنيا رسمه که يک ترانه سرا در جريان ملودی که بر روی اشعارش گذاشته ميشه، قرار می گيره ولی من اصلاً در جريان نبودم و راستش از ملودی ها راضی نيستم.

محمد از قزوين پرسيده که چرا مريم کاستهايی رو که بيرون داده، زنده و در قالب کنسرت اجرا نمی کنه؟

اين به دوستان برنامه گذار بستگی داره. اجرای کنسرت مقدمات و سلسله مراتبی داره که از عهده من به تنهايی خارجه.

مهدی از کرمانشاه گفته که آيا خواننده های خارج از کشور که شعرهای شما رو خوندن، براتون مشکل ساز نشده؟

نه خوشبختانه. کار فرهنگی فکر نمی کنم مشکل ساز بشه.

علی از تهران ميگه، وقتی ترانه عصر ما رو با صدای داريوش شنيدی، چه احساسی پيدا کردی؟ چند تا از شعرهای آلبوم نفرين مال شماست؟

خوندشون و ملودی و همه چيز آهنگ خيلی زيبا بود. دو تا از شعرهای من در اين آلبومه، يکی شعر "نفرين" و ديگری شعر "راه دشوار".

يک نفر پرسيده که آيا شعر آهنگ "فاصله" از آقای قميشی مال شماست؟

نه.

فرح از اهواز پرسيده که وقتی يک انسان به نااميدی کامل می رسه چه توصيه ای براش داريد؟ دنيا از دريچه احساس شما چه رنگی است؟

شايد يک تولد دوباره، بيشترين چيزی که در دنيا دوست داره و از اون انرژی می گيره، بايد از اونجا شروع کنه. من خودم گل سرخ رو خيلی دوست دارم و به من انرژی ميده ولی در عين حال با پژمرده شدنش هم به من يادآوری می کنه که چقدر عمرش کوتاهه و بايد يه کار جاودانه بکنم. دنيای ايده آل من قرمزه ولی البته الان قرمز نيست، خاکستريه!

ايمان از اهواز گفته، به نظر من رنگ آبی بيشتر به احساساتت می خوره چرا با اين وجود از رنگ قرمز خوشتون مياد؟

خوب سليقه ايه. من يادمه بچه که بودم هميشه گلهای سرخ رو از دسته گل عروس خانمها می چيدم. در ضمن رنگ قرمز رنگ عشق، هيجان و آتشه.

غلامرضا شبانکاره ميگه خانم حيدرزاده چقدر متعهد به الهام پذيری از فضای سياسی و اجتماعی کشور هستيد؟

چه سئوال سختی! من شعر اجتماعی به تعداد کمی دارم. اصولاً خيلی هنر بزرگيه که دردهای جامعه و مردم رو شاعر بتونه به تصوير بکشه. من با اينکه تعداد شعرهای اجتماعی که گفتم کمه اما اميدوارم تونسته باشم که تا حدودی با اونها حق مطلب رو ادا کنم.

يکی ديگه پرسيده که چقدر تحت تأثير فروغ فرخزاد و اشعارش هستيد؟

من فروغ فرخزاد رو خيلی دوست دارم ولی فکر می کنم تنها وجه تشابهی که نوشته های من با شعرهای فروغ داره، صراحت بيان اونهاست.

يک نامه مهمی هم از آقايی به اسم فرخ اومده که گفته نزديک هفتاد سال سن داره و سالها برای خواننده های زيادی مثل ستار، ترانه ساخته که نمونه مشهور آن "زندان آزادی" بوده. او نوشته که تو يک پديده عاشقانه در دنيای احساس هستی. تو را بايد به بخشهايی از عشق که تا به امروز ناخوانده مانده است اضافه نمود. بايد تو را آرام دل خطاب کرد. نخواستم تعارف کنم، احساسم را نوشتم.

من بهشون درود می فرستم و ايکاش که بيشتر راجع به شعرهاشون می گفتن و من می تونستم از تجربياتشون استفاده کنم. اميدوارم که لياقت اين حرفهای قشنگشون رو داشته باشم.

يکی از بچه ها پرسيده که آيا تا به حال شعری در مورد پدر گفتی؟ و آيا تا به حال از طرف دولت هيچ مشکلی برات پيش نيومده؟

نه من هيچ شعرخانوادگی ندارم. نود و پنج درصد شعرهای من عاشقانه هستند. نه، اصلاً.

مهدی از شيراز پرسيده، اگر روزی بشود بيناييتان برگردد، به خدا چه خواهيد گفت؟
چه سئوال جالب و سختی. فکر کنم که با اين موضوع مسئوليت خيلی سنگين تری دارم چون که خواه نا خواه يک کتاب ديگری در سرنوشت آدم باز ميشه که برام جالبه.

خشايار از ايلام گفته که خودت رو شاعر می دونی يا ترانه سرا؟

بيشتر شايد ترانه سرا.

يه سئوال عجيب هم مهديه از تبريز پرسيده که آيا شما در مورد بافندگان قالی شعری سروديد چون اينها مردم زحمتکشی هستند و بايد يه جوری قدرشون دونسته بشه. و کار جديدتون چی هست؟

من به همشون سلام می کنم و دستان معجزه گرشون رو از دور به مهر می فشارم به خاطر نقشهای بسيار قشنگی که در کمتر جايی از دنيا می تونند اونها رو ببافند و جاودانه کنند. متأسفانه شعری هنوز در اين زمينه ندارم ولی ايده خيلی جالبيه. کار جديد، کتاب"اون يکی رو جز من داشت" که تا حدود ۱۰ روز ديگه منتشر بشه و همينطور در تدارک يک آلبوم دکلمه هستم که چون هنوز اسمی براش انتخاب نکردم در موردش چيزی نمی تونم بگم.

آهنگسازت رو انتخاب کردی؟

نه هنوز انتخاب نکردم.

مريم جان خيلی ممنون که با ما بودی.

godboy_202000 سه شنبه هشتم آذر 1384  نظر بدهید!

godboy_202000 سه شنبه هشتم آذر 1384  نظر بدهید!

godboy_202000 یکشنبه ششم آذر 1384  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی

یکی را...
دلم می خواد
!!!!!!!
و اما دیدار
توبه
خداحافظ ...
اگر بری.....

:: SMSای برای تمام فصول! ::
درباره وب
نام:گمنام
شهرت:سرگردان
شماره شناسنامه:بی مفهوم
محل تولد:محراب غم
جرم:به دنیا امدن
محکومیت:زندگی کردن
زمان رهایی:مرگ

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان
godboy_202000
محمد...

لینک دوستان

بخش ویژه
(•°•°• ღ عکس های خفن و لو رفته از دخترای ایرونی ღ•°•°• )

صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.rapfa.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ