هوا كه تاريك مي شود
چراغ اتاقم را روشن مي كنم. منتظر مي نشينم تا خدا هم چراغش را روشن كند اما ...
اتاق او اتاقي است به وسعت تمام دنيا...
و ماه چراغ اوست
ماهي كه چشم همه ي عاشقان به نورش خيره شده
ماهي كه مرا به ياد تو مي اندازد...
كجاي اين دنيا به ماه نگاه مي كني؟
كجاي اين اتاقي؟
كدام ستاره برايت چشمك مي زند؟
تصويرت در چشم چه كسي نقش مي بندد؟

... كاش مي دانستي چقدر براي ديدنت بي تابم ....  |